دوشنبه 1391/01/21
پاسخ آوینی به اظهارات هاشمی رفسنجانی
این روزها که به سالگرد قطع رابطه ایران و امریکا در 20 فروردین 1359 نزدیک می شویم، هاشمی رفسنجانی صراحتا میگوید "چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟"
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از محدوده، این روزها که به سالگرد قطع رابطه ایران و امریکا در 20 فروردین 1359 نزدیک می شویم، هاشمی رفسنجانی صراحتا می گوید "چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟"
در این زمینه به اندازه کافی مواضع امام و رهبر معظم انقلاب بازخوانی شده است، از جمله تاریخی امام که فرمود "آنهایی که خواب امریکا را میبینند، خدا بیدارشان کند" تا رهبر انقلاب که اعلام داشتند:
"در شرایطی که آمریکا صراحتا نظام اسلامی را تهدید و به ملت ایران اهانت میکند عدهای دم از مذاکره با آمریکا میزنند که این افراد یا با الفبای سیاست و یا با الفبای غیرت آشنایی ندارند."
اما 20 فروردین مناسبت دیگری هم دارد و آن شهادت سید مرتضی آوینی در سال 72 است؛ از این رو بازخوانی مقاله تاریخی وی با عنوان "ارتش متحد اسلامی" که در باب امریکا؛ دیپلماسی و نظم نوین جهانی می باشد، بی ارتباط با فضای این روزها نیست:
قواعد دیپلماسی برای حفظ موازنه قوا در جهانی صورت گرفته است که آمریکا بر آن سیطره دارد و بنابراین ، تنها آمریکاست که اجازه دارد تا قوانین این بازی را رعایت نکند. دیگران موظف هستند که نه تنها تسلیم این بازی بین المللی شوند، بلکه اصلاً به روی مبارک خویش نیز نیاورند که این فقط یک بازی است. از این لحاظ دیپلماسی به هنر پیشگی شبیه است ، اگر چه به مراتب از آن دشوارتر است ، چرا که بر یک نمایشنامه معین و آزموده متکی نیست. بازی دیپلماسی نیز بازی مرگ است و هر که در این بازی بازنده شود باید بمیرد، اما به مرگی واقعی؛ کافی نیست که مردن را بازی کند، که در این بازی فقط باختن است که بازی نیست .
آمریکا اجازه دارد که قواعد بازی را رعایت نکند و وقتی هم که چنین می کند ، باز قاعده بر این است که نه فقط همه خود را به نفهمی بزنند ، بلکه این خلاف آمد را نیز به مثابه یکی از قواعد بازی توجیه کنند. وقتی این توجیه اصل باشد، بازی می تواند هر قاعده ای به خود بگیرد وکسی هم حق اعتراض ندارد . انقلاب اسلامی، چه بخواهیم و چه نخواهند، ما را از این بازی بین المللی بیرون کشیده است . اما جهانی که آمریکا بر آن سیطره دارد _ یعنی کره زمین _ جهانی نیست که در آن بتوان برای همیشه از این بازی جهانی بیرون کشید . مکر این عالم در آنجاست که «زندگی واقعی» و «بازی» را به یکدیگر مبدل ساخته و بنابراین ، «واقعیت» چنین صورت پذیرفته است که هر که در بازی شرکت نکند «دیوانه» می پندارندش. و فقط به این پندار نیز بسنده نمی کند: می گیرندش و در بند غل و زنجیر گرفتارش می کنند و این همه در چشم مردمان نیز عادلانه می نماید.
... و اما تا کجا باید به این قواعد گردن نهاد؟ شرط زنده ماندن در این جهان آن است که « عاقلانه» رفتار کنی و عقل نیز تعریف خاص خویش را دارد : عقل یعنی تسلیم.... و «عاقل» کسی است که به وضع موجود گردن بگذارد و از خلاف آمد عادت اجتناب ورزد، هر چند همچون مردمان بوسنیا هرزگوین غریبانه و مظلومانه در چنگال شقی ترین اشقیای تاریخ گرفتار آمده باشد.
... و اما از قواعد این بازی بی رحمانه مرگ یکی هم آن است که هر گاه مصالح آمریکا ایجاب کند، بعضی ها اجازه داشته باشند که خلاف همه اصول پذیرفته بین المللی رفتار کنند. در همین جهان راسیونال ، اسرائیل از نیم قرن پیش هر آنچه خواسته ، کرده است و هیچ یک از سازمان های بین المللی بازی حقوق بشر نیز ممانعتی جدی از خود نشان نداده اند. در همین جهان خرد گرا ، وقتی عراق در تفسیر ایما و اشاره های آمریکا اشتباه می کند و به کویت حمله ور می شود، بیست هفت کشور جهان برای سرکوبی او بسیج می شوند و فاتحانه صدام را _ که نه ، مردم عراق را _ به جرم نقض حقوق بشر گوشمالی می دهند ، اما آنگاه که همین صدام شنیع ترین جنایات را درباره شیعیان جنوب عراق اعمال می کند و از زمین و آسمان آتش و بمب های شیمیایی برسر آنان فرو می ریزند، انگار نه انگار که واقعه ای رخ داده است . همین صدام که اکنون در چشم غربیان خونخواری است چون آتیلا ، تا پیش از تجاوز به کویت قهرمان مبارزه با بنیاد گرایی اسلامی بود و چهره ای آنچنان وجیه داشت که حتی در کویت بسیاری از خانواده ها نام فرزندان خویش را «صدام» می گذاشتند. و اکنون نیز.... صرب های نژاد پرست اجازه یافتند که بی سر و صدا ، برای مدتی نه چندان کوتاه، تا نابودی کامل مسلمانان بوسنیا هرزگوین از قواعد بازی عدول کنند.
جنایات صرب ها اگر چه به لحاظ زشتی و شناعت آن بی نظیر نیست، اما به لحاظ وسعت اعمال چنین جنایاتی کاملآ بی سابقه است. دادگاه نورنبرگ دادگاهی است که در آن شکست خورده ها محاکمه میشوند، نه فاتحان. و جنایات هیتلر نیز از آن روی بزرگ نمایی شد که بتواند یهودیان را برای مهاجرت هر چه وسیع تر و سریع تر به اسرائیل _ فلسطین اشغالی _ تحریض کند. و حالا که اوضاع با آن روزگار قابل قیاس نیست و دلایلی از آن نوع نیز وجود ندارد ، چرا باید مردم جهان از جنایات صرب ها و شدت و حدت آن خبردار شوند؟
... و اما نقطه قدرت شیطان همواره نقطه ضعف او نیز هست و نه فقط شیطان، که این از سنن لا یتغیر عالم است. وقتی دشمن از قواعد بازی بین المللی دیپلماسی عدول می کند بهترین شرایط فراهم خواهد شد که ما نیز در برابر قواعد بازی عصیان کنیم . و اکنون بر دنیای بی رحم ما چنین وضعی حاکم است.صرب ها با همدستی ارتش یوگوسلاوی و تحت تعلیمات مستقیم مستشاران نظامی اسرائیلی، بازی معمول دیپلماسی را به هم ریخته اند و شرایطی را پیش آورده اند که در آن ، برای ما نیز امکان عدول از قواعد بین المللی بازی فراهم آمده است.
پیشنهاد تشکیل ارتش متحد مسلمانان برای مقابله با جنایات صلیبی صرب های نژاد پرست علیه مردمان بوسنی هرزگوین می تواند تنها در محدوده ایران محصور نماند و به صورت یک بسیج جهانی مسلمانان در آید. مسلمانان سراسر جهان اکنون از آن آمادگی برخوردارند که فارغ از مناسبات دیپلماتیک دولت ها چنین ارتشی را سازمان دهی کنند ، چنان که در قبضه سلمان رشدی نیز چنین آمادگی وسیعی داشت و به موقع مورد بهره برداری امام امت (س) قرار گرفت.
دنیای ارتباطات اگر چه باید اذعان داشت که مسیطره امپریالیسم خبری است، اما در عین حال عالمی نیست که در آن امکان هدم کامل واقعیت موجود باشد، چنان که در این واقعه نیز چنین روی داده است که علی رغم مصالح دیپلماتیک آمریکا، خبر جنایت صرب ها _ اگر چه نه با همان وسعت و شدت واقعی خویش _ به گوش مردمان جهان رسیده است و فضای روانی مردم سراسر عالم را آماده ساخته تا ارتش متحد اسلامی را همچون جوابی ناگزیر به این جنایات تلقی کنند.
وقتی صرب ها ابا ندارند از آنکه ماهیت تجاوز خویش را که یک جنگ صلیبی دیگر است آشکار کنند، این آمادگی وجود دارد که آنچه محور وحدت ما واقع می شود نیز «اسلام» باشد. صدای همه بچه ها شبیه به یکدیگر است و تا آنگاه که فریاد وحشت زده کودکان بوسنی هرزگوین زیر تیغ جلادان صرب در فضای کره زمین می پیچد هیچ پدری نخواهد توانست بی دغدغه به خنده های شادمانه فرزند خویش گوش بسپارد. مسلمانان سراسر جهان اکنون آمادگی دارند که برای عضویت در یک ارتش متحد اسلامی نام نویسی کنند و در گردان ها و لشکرهایی منظم سازمان یابند، زیرا تا هنگامی که صلیبی ها و نژاد پرستان در کره زمین وجود دارند، احتمال باید داد که در هر جای دیگری از این سیاره واقعه بوسنی هرزگوین تکرار شود.
منبع:کتاب آغازی بر یک پایان
پنجشنبه 1390/12/25
چرا بستن کراوات را بد شمردند؟ اگر علت غربی بودن است، کت و شلوار نیز غربی است.

لباس، مدل مو، کفش، کیف و یا حتی بسیاری دیگر از اقلام و یا حتی روشها و رفتارها نه تنها گاه لازم و ضروری است، بلکه چنان عمومیت دارد که علامت یا مشخصهی یک گروه خاص محسوب نمیگردند. اما گاه شیء یا مدل یا رفتاری علامت است و تبلیغ مستقم و غیر مستقیم یک نوع اندیشه یا گرایش محسوب میگردد.
به عنوان مثال: حجاب نیز نوعی لباس است و بسیاری از دختران و زنان در این عالم، چه در گذشته و چه حال روسری میگذاشتند و میگذارند و چنان چه شاهدیم، روسریهای ساخت ایتالیا بازار روسری جهان را گرفته است. اما اگر همین روسری به شکل حجاب اسلامی و برای پوشاندن سر، مو و گردن و ... استفاده شود، یک علامت میشود و به همین دلیل در غرب ممنوع اعلام میگردد.
کراوات یا پاپیون حتی لباس نیز نیست و هیچ مشخصه یا خاصیت پوششی هم ندارد، بلکه صرفاً یک علامت است.
کراوات، ریشه در دورهی حکومت کلیسا دارد و پس از جنگهای صلیبی و سقوط دولت عثمانی و سایر کشورهای اسلامی، به اجبار و به تبلیغ به فرهنگ مسلمانان تحمیل شد.
در آن دوره حکومت در اختیار مسیحیها و کلیسا بود و قدرت نیز در دست «کراواتها» بود که مانند جنگ «صربستان و کراواتها» علیه مسلمانان «بوسنی هرزگوین» در آن موقع نیز جنایات بیشماری علیه مسلمانان و اساساً غیر مسیحیها به راه انداختند و کرواتها [در یوگسلاوی سابق و ...] نقش بسیار مهمی در این جنگها داشتند.
در آن دوره، مردم را مجبور کردند که به میل و یا با اجبار (و از ترس کشته شدن یا آسیبدیدن به عنوان غیر مسیحی یا مخالف)، صلیب به گردن خود آویزان کنند. این صلیب، کمکم و به ویژه پس از رنساس که مردم مسیحی بودند، اما حکومتهای ضد کلیسا و مسیحیت قدرت را در دست گرفتند، به شکل «کراوات» درآمد و پس از مدت کوتاهی نیز به «پاپیون» تبدیل شد، تا هم مستقیماً صلیب نباشد و هم اعتقاد و گرایش دینی مسیحیان را پاسخگو باشد. و پس از آن به عنوان سمبل «مدرنی، شیکی و گرایش به غرب» به همگان تحمیل شد و توسط عمالی چون آتاتورک (یا آتاترک) در ترکیه، رضاخان در ایران و شیوخ وابسته در کشورهای عربی به بلاد اسلامی تحمیل گردید. و سپس با تبلیغات گستردهی مستقیم و غیر مستقیم القا کردند که هر کس کروات بزند، لابد انسان فرهیخته، با فرهنگ و با شخصیتی است و هر کس نزند، لابد انسانی لاابالی است.
البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی این فرهنگ حتی در میان شخصیتها و سیاستمداران غربی نیز شکسته شد، اما هنوز استعمال و بر آن اصرار میشود.
لذا نه تنها لزومی ندارد که یک مسلمان و یک ایرانی، صلیب و علامت مسیحیان و غربیها را به گردن خود آویزان نماید و خود را به شکل آنان درآورد - به ویژه آن که امروزه کراوات به غیر از علامت صلیب مسیحیت، علامت غربزدگی نیز میباشد – بلکه مسلمان نباید ذلیل باشد و چنین علامتی را به عنوان غربزدگی، یا شیکی یا هر عنوان دیگری از گردن خود آویزان نماید. یک مسلمان خودش انسان و علامت خدا، ایمان و اسلام است و نباید خود را به ابزار زنده و متحرک تبلیغاتی دشمنان خود مبدل نماید.
«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» (آل عمران، 139)
ترجمه: و سست نشويد، و اندوهگين نباشيد و شما برتريد، اگر مؤمن باشيد.
«فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ» (محمد ص، 35)
ترجمه: پس شما مسلمانان سست نشويد، و مشركين را (با کوتاه آمدن، همسویی، همرنگی و ...) به مسالمت دعوت مكنيد در حالى كه شما پيروز و دست بالائيد و خدا با شما است و هرگز پاداش اعمالتان را كم نمىكند.
یکشنبه 1390/12/14
رهبرا! ای پیر! الله معک/ وعده هایت شد ثقه بی حرف و شک
برشی از یک مثنوی بلند به مناسبت "هدایت پیامبر گونه" مردم در "برگزاری شکوهمند" انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی توسط "حضرت امام خامنه ای"

قدردان "امت"اش "رهبر" شده ست
گشت از صدق و "دعا"ی بیشمار
"انتخابات عظیم"ی برگزار
قدردان "امت" اش "رهبر" شده ست
"خامنه ای": نوح این کشور شده ست
بخت هر "دشمن" به "ذلت" تیره ماند
چشم دنیا بر "حماسه" خیره ماند
بنگریدش! "بوسعید" مهنه است
"حضرت سید علی" در صحنه است
در جهان "پیر" است با بخت "جوان"
با صلابت- "مقتدر"- یل- "مهربان"
دین و امت را بحق "فریادرس"
حضرت سید علی: "صاحب نفس"
"بی تفاوت" دیگران او: "غرق سعی"
حضرت سید علی قائل به: "وحی"
یک طرف: هر کس "خزف" یا گر صدف
حضرت سید علی در: "یک طرف"
گر نگفته: "نه"- به "الا" مانده اند
"همرهان" از حضرت اش "جا مانده" اند
دیگران: "معلول"- ایشان: "علت" است
حضرت سید علی یک "ملت" است
"حرف آخر" را "منادی" از نخست
"پیش بینی" های بر حق و "درست"
"صاحب" کرسی "عقل" و عاشقی ست
هر چه می گوید "درست" و منطقی ست
با خردمندی "زعامت" می کند
مثل "پیغمبر" هدایت می کند
از تمام "رهبران" ایشان سر است
بر سرش "عمامه پیغمبر" است
راه "گام¬"اش را به "زلت" پس ندید
این چنین "رهبر" به دنیا کس ندید
متکی بر: "دین" و قانون و نظام
بر "علی" زیبنده: عنوان "امام"
چون "امامیه" علی الاطلاق شد
"خامنه ای" بهترین مصداق شد
"اقوی" و اتقی و اعلم- "دیده ور"
"شمس" ما روشن کند چندین "قمر"
رهبرا! ای پیر! الله معک
وعده هایت شد: ثقه بی حرف و شک
چون "امام"ی در هدایت "بی نظیر"
نیستی از هیچ کس "منت پذیر"
شیعه را مشهور "خوش عهدی" شدی
چون به خلوت همدم "مهدی" شدی
"زهر" سهم دشمن ات- شیرین عسل!
حضرت عشقی قسم بر هر غزل
چشم بسته ما "مطیع" امر تو
دائم الشرب ایم "کوثر": خمر تو
این حقیقت "نکته" صاحب تمیز
"فاتح" او در: "انتخابات" عزیز
شجاع الدین ابراهیمی
یکشنبه 1390/12/14
عكس: از علي استون تا اصغر فرهادي/ بدون شرح
![]()
شنبه 1390/11/08
کدام دولت در حفظ ارزش ریال موفق تر بوده است؟
آمارهاي رسمي بانك مركزي از نرخ ارز در بازار غيررسمي (آزاد) نشان ميدهد در سال ۱۳۶۰، هر دلار آمريكا در بازار آزاد تهران ۲۷ تومان خريد و فروش ميشد. در پايان جنگ، اين نرخ به ۱۲۱ تومان در پايان دوران سازندگي به ۴۷۸ تومان و در پايان دولت اصلاحات به ۹۰۴ تومان رسيده است.
*منبع: آمارهای سری زمانی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

دولت احمدی نژاد تا قبل از بحران ارزی اخیر موفق ترین دولت از نظر حفظ ارزش ریال محسوب می شد البته سکوت معنی دار دولت وی در کاهش شدید ارزش ریال در روزهای اخیر، نقطه تاریک و ننگینی در کارنامه وی باقی خواهد ماند. اگر عدم کفایت سیاسی احمدی نژاد در مجلس تصویب نشود و وی تا پایان دوره اش در سال ۹۲ رئیس جمهور باقی بماند و بتواند تا آن زمان نرخ دلار را کمتر از ۱۷۰۰ تومان نگه دارد، در آنصورت رشد نرخ ارز در دوره ۸ساله وی کمتر از ۸۹ درصد زمان خاتمی خواهد شد و از نظر اسمی، دولت احمدی نژاد موفق ترین دولت در حفظ ارزش ریال باقی خواهد ماند.
لازم به یادآوریست برای ارزیابی موفقیت واقعی هر دولت در حفظ ارزش پول ملی، به عوامل متعددی نظیر درآمدهای نفتی، میزان هزینه های عمرانی انجام شده، میزان صادرات و واردات، میزان تنشهای سیاسی نظامی کشور و... بستگی دارد و نرخ اسمی به تنهایی شاخصی واقعی برای ارزیابی میزان موفقیت یک دولت در حفظ ارزش پول ملی نیست.
بدترین بحران ارزی بعد از انقلاب مربوط به سال ۱۳۷۴ میشود که در آن سال پس از اینکه تیم اقتصادی دولت وقت در محاسبه میزان بدهی خارجی کوتاه مدت اشتباه کرد، ارزش ریال بی سابقه ترین سقوط خود در تاریخ را تجربه کرد و از حدود ۳۰۰تومان در فروردین۷۴ به حدود ۷۰۰ تومان در خرداد همان سال رسید. در آن سال دولت توانست نرخ دلار را در حدود ۴۴۰ تومان تثبیت کند.
مهار نقدينگي و تثبيت نرخ تورم در نرخ تك رقمي از اهداف برنامههاي توسعه چهارم و پنجم بوده است اما دولت فعلي با اجراي نادرست طرح هدفمند كردن يارانهها حجم وسيعي از نقدينگي وارد بازار كرد كه به همراه جنگ رواني دشمن، به تورم شديد و كاهش ناگهاني ارزش پول ملي در هفته های اخیر منجر شده است.
متاسفانه در طول سالهاي بعد از انقلاب همه دولتها با هدف سازندگي و اجراي طرحهاي عمراني، نقدينگي زيادي ناشي از دلارهاي نفتي به اقتصاد ايران تزريق كردهاند كه باعث ابتلای اقتصاد ایران به بیماری هلندی مزمن و كاهش مستمر ارزش پول ملي ايران شده است. ريال ايران يكي از معدود پولهايي است كه به طور مستمر ارزش آن كاسته ميشود و ايران نيز يكي از معدود كشورهايي است كه دولتهاي آن احداث طرح هاي عمراني را داراي اولويت بيشتري بر مهار تورم مي دانند.
دوشنبه 1390/10/26
مردودين ايراني

دیکتاتور چیز! بنی صدر ریشدار
مسعود رجوی خونخوار، قاتل هزاران نفر از مردم ایران، رئیس فرقه رجویه (گروهک تروریستی منافقین و از حامیان آقای چیز!)
عبدالشیطان ریگی سرکرده گروهک تروریستی جندالشیطان که به دست سربازان گمنام امام عصر (عج) در سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر (عج) دستگیر شد.

مریم رجوی خونخوار رئیس جمهور! گروهک تروریستی منافقین، (این بابا هم خودشو مثل میر یزید، رئیس جمهور ایران می دونه!) نگاه کنید چه چهره مظلومی داره! آخیییی!!

یوسف صانعی (همچون کاظم شریعتمداری، توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از مرجعیت خلع شد ) مرجع تقلید بی بی سی و صدای آمریکا!!

فائزه بانو! ملکه اغتشاشات!!روزهای ابتدایی بعد از شکست سنگین اصلاحات آمریکایی در انتخابات و حضور در جمع محاربان روز عاشورا
باراک یزید اوباما، رئیس جمهور شیاطین متحده آمریکا و مثل سایر جنایتکاران قرن اخیر، برنده جایزه صلح نوبل!! کسی که تهدید کرد به ایران با بمبهای هسته ای حمله خواهد کرد.....
ربع پهلوی! پسر دیکتاتور ملعون محمدرضا پهلوی -- نازنین افشین جم، يكي از روسپي هاي شناسنامه دار جهان!

افشین جم - دالایی لاما رهبر معنوی بت پرستان جهان!
لاما و جرج بوش خونخوار
شیمون پرز رئیس رژیم تروریستی صهیونیستی

بخشی از اعضای ستاد کودتای مخملی!
حضور سید حسن مصطفوی در جمع فتنه گران و مجرمان اصلی اغتشاشات بعد از انتخابات موجب شد ملت عزادار امام خمینی به شدت عکس العمل نشان داده و اجازه سخنرانی به ایشان ندهند، دستشان درد نکنه، خودمم یکی از اون عزادارها بودم دست که نه گلوی خودمم درد نکنه!
مدونا خواننده صهیونیست و ضد مسیح

مهاجرانی وزیرِ اسماً ارشاد، رسماً افساد !! دولت اصلاحات آمریکایی!
لابد جناب مهاجرانی از تز روشنفکر ترین زن ایران! (من از بانوان مومن و انقلابی ایران عذر می خواهم، فقط از جانب آقای چیز! نقل قول کردم!) یعنی همون تز داماد لرستان و فرزند آذربایجان (مهمترین دلیل تقلب در انتخابات!) که بسیاری از گره های کور جامعه شناسان را باز می کنه! خبر داشته برای همین هم پیشاپیش 6 تا زن گرفته بوده که برای روز مبادا از بقیه جلوتر باشه! اما تقدیر چیز دیگه ای واسه این بابا رغم زد!
حسینعلی منتظری مطرود امام و عزیز مدعیان خط امام!
فریبا داوودی مهاجر قبل و بعد از کشف حجاب
شباهت این دو نفر را ببینید! انقدر محبوب ملت ایران بوده و هستند که با شلیک گلوله، سیل مشتاقانشان را متفرق می کنند!!!

احمد باطبی سخنگوی گروه مدافعان حقوق بشر مرتبط با گروهک تروریستی منافقین و خبرنگار صدای آمریکا!

آقازاده فراری و .....

کدیور از اعضای بدنام اصلاحات آمریکایی

عزت الله سحابی از اعضای گروهک غیرقانونی نهضت آزادی ؛ گروهکی که امام روح الله خطر آن را بیشتر از خطر گروهک تروریستی منافقین می دانستند! ..... اون یکی هم که معرف حضور هستند...
نمونه هایی از توحش پیاده نظام کودتای مخملی سبز یا همون مردم خداجوی مورد ادعای سرکرده اغتشاشگران!!

مدعیان خط امام! از حمله به مساجد نیز نگذشتند، البته از این جماعت که در سالهای حاکمیت اصلاحاتچیان آمریکایی مساجد و هیئتها را پایگاههای خشونت می نامیدند غیر از این انتظار نمی رفت.

نمونه ای از فعالیتهای انسان دوستانه "مردم خداجوی" آقای چیز! یا "مردم مظلوم" نفر پنجم - بعد از آرای باطله!- انتخابات ریاست جمهوری دهم!
حملات وحشیانه به نهادهای نظامی و انتظامی برای سرقت سلاح و وادار کردن این نهادها به عکس العمل خشن و به راه انداختن جنگ داخلی، ضرب و شتم بیش از هزار نفر از فرزندان ملت و مأموران خدوم نیروی انتظامی و شهادت بیش از 20 نفر از بسیجیان جان بر کف، درست در سالروز جنایتهای فرقه رجوی در سال 1360 مخصوصاً روز 30 خرداد


فرقه سبز، حرکتی اصالتاً اسلامی!! ....
شما بخوانید؛ نه غزه، نه لبنان جانم فدای صهیونیستها (فلسطین و لبنان خط مقدم نبرد با رژیم صهیونیستی است و آنها به نیابت از تمامی مسلمانان جهان در حال جنگ هستند و اگر ادعای ملیت هم داشته باشیم به نفع ماست با دشمن در خانه خود او بجنگیم. و الا ما که مسلمانیم و به حسب مسلمانی وظیفه خود می دانیم از لبنان و فلسطین حمایت کنیم.)

...؟!
پخش جعبه های ساندیس در بین هواداران فرقه سبز!

حاج فرج دباغ (سروش) مرتد (سلمان رشدی وطنی! کسی که منکر وحیانیت قرآن و عصمت پیامبر (ص) شد) --- سلمان رشدی
عجب معجونیه نه؟! چه می کنه این خط امام همه چی توش پیدا می شه!، درست گفت اون یارو از گوگوش تا سروش! ... از رئیس جمهور شیاطین متحده و رژیم تروریستی صهیونیستی تا ربع پهلوی و خواننده های درباری و ..... اکبر پونز و مرد 6 زنه و...
به قول شهید دیالمه : آخه ما نفهمیدیم این چه خطی است که همه اینها توش جا می گیرند از کجا تا کجا، نکنه به جای خط، اتوبان شده باشه!....
چهارشنبه 1390/09/09
دستور عجیبفرماندار بجستان بر تعلیق 6 ماهه خبرنگار قدس +سند
در پی حضور دکتر سید حسن امامی
رضوی ،معاون درمان وزارت بهداشت در محل بیمارستان ایت الله مدنی بجستان
برای بازدید و چگونگی انجام امور بیمارستان جمعی از فرهنگیان و مردم این
شهرستان جهت گفتگو و بیان خواسته های خود که چند ماهی است به حالت نیمه
تعطیل درامده است در محل حاضر شدند .
محمد صولتی ،فرمانداربجستان که
همراهی وی را برعهده داشت وقتی با اعتراضات مردمی مواجه شد ضمن اینکه به
خبرنگار قدس و حاضران نسبت ناروایی را داده ،معترض شدکه باید صبر کنید تا
مطالبات از طریق قانونی انجام شود.
وی پس از این ماجرا و بگو مگوها ،
نامه ای به ادارات شهرستان نوشته وبا بیان اینکه خبرنگار روزنامه قدس در
شهرستان بجستان فعالیتهای مخرب داشته و با کسانی که اگاهانه و یا نا
اگاهانه بدنبال جوسازی و ایجاد زمینه ودامن زدن به اختلافات اجتماعی در
آستانه انتخابات هستند همکاری می نماید اورا به مدت 6ماه از فعالیت
خبرنگاری ممنوع کرد و از مسوولان خواست ازهمکاری با نامبرده امتناع کنند .
به
گزارش خبرنگار ما , این در حالی است که تمام افراد حاضر و معترضین فرهنگی و
افراد باسوابق اجرایی مطلوب بوده و هیچگونه فعالیت غیر قابل قبول در
کارنامه انها دیده نمیشودو فقط خواستا ر حل مشکلات بهداشتی واجتماعی خود
بودند .
گذشته از مساله بیمارستان 32 تختخوابی بجستان که دارای مسایل و
مشکلات فراوانی است ودر جای خود باید به ان پرداخت , پرسشی که مطرح میشود
اینکه , فرماندار یک شهرستان با چه مجوزی از فعالیت اطلاع رسانی یک خبرنگار
در محدوده کاری خود جلوگیری میکند .
ایا قراراست روال دعوت انتخابی و
فرمایشی خبرنگاران که در جلسات هیات دولت دهم باب شده به شهرستان ها هم
تعمیم یابد و فقط خبرنگاران همراه و همسو در جریان اخبار فرمایشی قرارگیرند
ومشکلات ومسایل مردم شهرستانها سانسور شود .
از یاد نبریم که رییس
جمهور همواره بر جریان ازاد اطلاع رسانی تاکید میکند , و مروری برسخنان وی
در روزخبرنگار همین امسال خیلی از مسایل را به فرماندارش گوشزد خواهد کرد.
رییس جمهور در پیام روزخبرنگار گفت : "جامعه خبری همچون گذشته پرنشاط، با
انگیزه، هدفدار و پایبند به ارزشهای الهی و انسانی است و الگوی انسانی
اطلاع رسانی درست و حق طلبانه را در برابر چشم جهانیان به نمایش میگذارد."
درعین حال قدس به طور قطع مساله را با جدیت پیگیری خواهد کرد .

چهارشنبه 1390/08/04
وقتی خداوند کریم در قرآن میفرماید «من از رگ گردن به شما نزدیکترم»، دیگر چه نیازی به «توسل» داریم؟
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ» (ق، 16)
ترجمه: و به يقين ما انسان را آفريديم، و مىدانيم آنچه را كه نفس او بدان انديشه مىكند [چه چیزی نفس او را وسوسه میکند]، و ما بدو از رگ گردنش نزديكتريم.
اما همین خدای علیم و حکیم که همهی حالات و نیازها و عوامل رشد و یا سقوط انسان را میداند، در همین کلام وحی و قرآن مجید، به مؤمنینی که قصد او را دارند و میخواهند مراحل کمال و قرب الهی را طی کنند فرموده:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده، 35)
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد و به سوى او وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد باشد كه شما رستگار شويد.
از همین جا معلوم میشود که «توسل» لازمهی رشد و قرب الیالله است و ما نباید یک آیه را بگیریم و آیهی دیگر را رها کنیم. چرا که آیات الهی، همه نشانههای هدایت هستند. اما برای روشنتر شدن موضوع نکات ذیل نیز ایفاد میگردد:
الف – نباید چنین فرض کنیم که خداوند موجودی است که در فضا و مکان خاصی قرار دارد (که آن وقت محدود میشود)، و ما وسیلهای مثل نردبان میخواهیم به او نزدیک شویم. و بعد بگوییم او که خودش گفته به ما نزدیکتر از رگ گردن است. بلکه خداوند متعال هستی محض و کمال مطلق است و هر چه است تجلی نور اوست. اما دلیل نمیشود که مخلوق ضعیف نیز به او نزدیک باشد. یعنی نزدیکی او به مخلوق دلیل بر آن نیست که حتماً مخلوق نیز در عین کمال باشد. بلکه مخلوق (انسان) ضعیف است و باید مراحل کمال را بپیماید.
ب – اگر چه مثال کافی و وافی نیست. اما فرض کنید در مشت شما بذر گیاهی به اندازهی یک ارزن وجود دارد. در این ارزن قابل سرباز کردن، ریشه دادن، ساقه برافراشتن، برگ دادن و به بار نشستن وجود دارد، اما برای به فعلیت رسیدنش نیاز به وسایلی مانند ارادهی شما برای کاشتن، زمین، آب و آفتاب دارد و همهی وجودش نیز در اختیار و مشت شماست که انسانی دارای عقل، علم، حکمت، قدرت و ... هستید. آیا احاطهی شما بر این بذر، او را از وسایل حیات و رشد و کمال بینیاز میکند؟!
ج – خداوند متعال فرمود: «من از رگ گردن به او [انسان] نزدیکترم»، لذا خودش برای تجلی و تحقق ارادههایش به هیچ وسیلهای نیاز ندارد، اما ما از او «کمال» دوریم و نیازمند نیز هستیم.
د – پیامبر اکرم (ص) فرمود: «ابا الله ان یجری الامور الا باسبابها» (این روایت با مضامین متفاوت نیز نقل شده است) - یعنی: خداوند ابا دارد کاری را بدون وسیله به اجرا درآورد. اما این نیاز به خاطر ضعف مخلوق است که ناشی از ضعف مرتبهی وجودی اوست. لذا مخلوق – بر اساس نظام حکیمانهی خلقت – نمیتواند هیچ فیضی را بدون «وسیله» دریافت نماید، حتی از طبیعت. نوشیدن یک جرعه آب و یا خوردن یک لقمه نان و یا آموختن یک حرف نیز مستلزم وجود و تأثیر هزاران هزار وسیله است. چنان چه همین اربتاط بین شما با سایت خودتان هزاران «وسیله و واسطه» در میان دارد. از این رو شاهدیم که حتی اگر کسی بخواهد ضرورت نیاز به وسیله را رد کند، باید به هزاران وسیلهی دیگر چون: استدلال کار عقل و فکر است، مثال، بیان، قلم، وسایل ارتباطی و ... متوسل گردد.
و – پس هیچ امری در این عالم هستی بدون «توسل به وسیله» انجام نمیگردد. هدایت الهی نیز بدون وسیله انجام نگرفته است. رسول، وحی، کتاب، امام، نماز، روزه، جهاد و سایر احکام و ...، همهی وسایل رشد و قرب به سوی کمال است. لذا برای رشد و رسیدن به کمال باید به آنها متوسل شد.
نتیجه: لذا چنان چه شاهدیم در هیچ امری گریزی از توسل نیست، اما وقتی بحث ضرورت اتصال، ارتباط و پیروی اهل بیت (ع) که در مجموع بدان «توسل» میگوییم پیش میآید، عدهای شبهه میکنند که چرا باید توسل کنیم؟! چرا که میخواهند این ارتباط نباشد، تا توسل به امامان خودشان صورت پذیرد.
پنجشنبه 1390/06/17
گزارش تصویری از فحشا در عربستان
يكي از اين موارد، مشكل حجابستيزي در عربستان سعودي است كه همواره عرصه افراط و تفريطهاي مخرب كارگزاران وهابيت در عربستان و جريان ليبرال در خاندان حاكم بوده است.
راز افراط و تفريط در مسأله حجاب در عربستان
هيئت امر به معروف و نهي از منكر عربستان، سازماني متشكل از وهابيون افراطي و علماي سلفي سعودي است كه از قدرت بالايي در اين كشور بويژه در شهرهاي مذهبي برخوردار است. اين هيئت، مجري اصلي سياستهاي افراط گرايانه سعودي در زمينه حجاب زنان در عربستان است. هيئت امر به معروف و نهي از منکر که نام مقدس يکي از مباني مهم دين اسلام را يدک مي کشد، بنا به دلايل مذهبي و سياسي، كنترل فضاي فرهنگي شهرهاي مدينه و مكه را بر عهده دارد و حجاب در اين شهرها را بر اساس رويكردهاي خاص خود تعريف ميكند.
ملك "عبدالله بن عبدالعزيز" شاه سعودي، در حال حاضر رياست جريان چپگراي ليبرال را در آل سعود در اختيار دارد. اين جريان كه معمولاً اهميت چنداني به مسائل ديني نمي دهد، اعتقاد دارد كه حجاب نه يك تكليف ديني، بلكه مسؤوليتي عرفي و اجتماعي است كه جامعه بر عهده مردم قرار داده است. مظاهر فسق و فجور و تجاهر به شرب خمر در ميان مقامات ارشد سعودي از جمله شاه عربستان و دست دادن وي با زنان نامحرم در برخي مراسم ها، ناشي از اين رويكرد است.
به رغم حاكميت اين جريان در عربستان، عبدالله آزادي عمل كافي در اجراي ايدههاي خود در زمينه سياستهاي فرهنگي را ندارد و نميتواند از زير نفوذ هيئت امر به معروف به نهي از منكر رها شود.
تناقضها و افراط و تفريطهاي موجود در زمينه حجاب گاهي در محافل افراطي وهابي نيز رسوخ ميكند؛ به عنوان مثال در حالي كه "عبدالرحمن البراك" يكي از مفتيان سعودي در فتوايي افراطي، بيحجابي زنان در مقابل يكديگر و بدون حضور مردان را نيز حرام ميداند.
"احمد بن قاسم الغامدي" مفتي جوان اهل سنت که سمتهاي مهمي در اداره كل امر به معروف و نهي از منكر نيز دارد، بتازگي فتواي عجيبي درباره حجاب صادر كرده و مدعي شده كه آيه وجوب حجاب صرفاً براي حفظ شان زنان پيامبر نازل شده و عموم مسلمانان را شامل نميشود.
در دو شهر مدینه منوره و مکه مکرمه، نوع حجاب عمومی خانمها پوششی است که بر اساس آن، زنان حتي بايد دستها و صورت خود را نيز بپوشانند و تنها چشمهاي آنها براي ديدن اطراف باز خواهد بود. فضاي عمومي و فرهنگي شهرهاي مكه و مدينه به اين صورت است و همين فضاست كه برخي زائران ايراني را به اين گمان باطل ميرساند كه حاكميت عربستان سعودي نسبت به رعايت اصول مربوط به حجاب موفق بوده است و اين درست همان اشتباهي است که برخي درباره نمازهاي جماعت در اين کشور که منحصر به رعايت ظواهر است، مرتکب ميشوند.
اما روي ديگر سكه حجاب در ديگر شهرهاي عربستان غير از دو شهر مذهبي اين كشور نمود بيشتري به خود گرفته است. جريان افراطي ديني با وجود قدرت بلامنازع خود، توجه زيادي به حجاب در شهرهاي ديگر نميكند و اين جريان ليبرال حاكم است كه فضاي فرهنگي اين شهرها را مطابق ميل خود پيش ميبرد، فساد و فحشا در شهرهاي مذهبي كه زير پوسته سنگين نظارت هيئت مذكور قرار گرفته بود، در ديگر شهرهاي سعودي به امري علني تبديل شده و اين روند در ابعاد مختلف زندگي در اين كشور قابل رؤيت است.
اينجا عربستان است؟
بر خلاف فضاي سنگين مكه و مدينه، در ساير شهرهاي عربستان مقوله حجاب رنگ ديگري به خود ميگيرد، در محلهاي كاري و تفريحي شهرهاي ديگر نظير رياض و سواحل تفريحي جده فضاي فرهنگي به صورتي ترسيم شده كه بيننده در نگاه اول از مشاهده چنين تصاويري در عربستان سعودي شوكه ميشود، بويژه اگر اين بيننده زائري باشد كه تنها شهرهاي مذهبي مانند مكه و مدينه را ميبيند و اوضاع آن را به تمام شهرهاي اين كشور تعميم ميدهد.
بيحجابي و هرج و مرج جنسي
شهرها و اماكن تفريحي در عربستان مانند رياض و جده از مناطقي هستند كه ميزان فساد و بيحجابي در آنها در حد بيسابقهاي افزايش يافته است. براي روشن شدن ابعاد اين فساد تنها به ذكر يكي از اماكن تفريحي درشهر جده ميپردازيم.
منطقه "درة العرس" تفرجگاهي ساحلي است كه با عبور از حجاب افراطي مد نظر مفتيان وهابي، به اوج بي بندوباري و هرج و مرج جنسي رسيده است. در اين منطقه كه تحت تدابير شديد قرار دارد، از گرفتن تصاوير مربوط به تفريحات ناسالمي كه در آن وجود دارد ممانعت ميشود اما چندي پيش، انتشار برخي تصاوير از داخل اين مجتمع تفريحي، عمق رسوايي خاندان سعودي در برداشت چندگانه از مفاهيم ديني را نشان داد. اختلاط دختر و پسر، اسكي روي آب زنان، اختلاط شهروندان سعودي با گردشگران فاسدالاخلاق بيگانه، شرب خمر و بي حجابي از جمله مظاهر ناهنجاري هاي اخلاقي و دين ستيزي در منطقه درة العرس است.
روتانا؛ نماد فساد و فحشاء در عربستان
آنچه مي خوانيد گزارشي از خبرنگار خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس در مورد كمپاني بينالمللي "روتانا" متعلق به خاندان حاكم سعودي است:
وارد یک شرکت خصوصی میشوم، خانمهایی با آرایش، کفشهای پاشنه بلند، کت و دامن و چهرههایی که سعی میکنند آن را با جذابیت بیشتر به نمایش بگذارند دوشادوش مردان در حال کار کردن هستند، اما اینجا نیویورک یا لندن نیست؛ اینجا شرکت "روتانا" در ریاض است. پایتخت عربستان سعودی يعني همان جایی که حجاب سختگیرانهای برای زنان اعمال میشود و تنها چیزی که زنان میتوانند به نمایش بگذارند، چشمان شان است.
در کشوری که زنان حق رانندگی ندارند و نمیتوانند تنها به خرید و يا حتي بيمارستان بروند، وجود چنین شرکتي عجیب است. در برخي از اين شركتها با اينكه اجازه وليّ زن براي كار، ضروري است اما هيچ محدوديتي در زمينه رعايت حجاب و حريم روابط زن و مرد وجود ندارد.
تنها در زمان خروج از اين محيطهاست كه زنان به اين فكر ميافتند كه بايد ظاهر خود را بر اساس فرهنگ عمومي عربستان متناسب كنند.
شركت چند رسانهاي "روتانا" متعلق به "وليد بن طلال بن عبدالعزيز" شاهزاده ثروتمند سعودي است كه ثروتمندترين فرد در عربستان و يكي از 10 ثروتمند برتر جهان است.
او علاوه بر كمپاني روتانا -كه عمده فعاليت آن در زمينه صنعت سكس، موزيک و سينماست- مالكيت شبكه "العربيه" را نيز در اختيار دارد. مقر روتانا كه عمدهترين شركت فعال عربي در زمينه ترويج فساد و فحشاست، در رياض است اما در پايتخت كشورهاي ديگر نظير لبنان نيز دفتر دارد.
رواج همجنس گرايي در عربستان
از سوي ديگر افزايش فشارها در مورد روابط طبيعي و مشروع زنان و مردان و نيز تحريم ازدواج موقت و همچنين اختراع ازدواجهاي موقت مندرآوردي توسط مفتيان اين کشور در جامعه سعودي باعث شده است كه انواع فسادهاي غيرطبيعي در عربستان روند رو به رشدي به خود بگيرد.
همجنسگرايان سعودي
يكي از انواع اين فسادها رشد گسترده همجنسبازي است، رشد اين فعاليتها در عربستان به حدي است كه بتازگي يك دختر سعودي با ظاهر شدن در شبكه ماهوارهاي "الدانة" در عربستان، از وضعيت دانشگاههاي اين كشور سخن گفت و تأكيد كرد كه 85درصد از دانشجويان دختر در دانشگاهها به همجنسبازي روي ميآورند. او براحتي از فعاليتهاي همجنسبازي خود در دانشگاه نيز سخن گفت.
اين اظهارات طبق معمول با واكنش تند وهابيهاي سعودي همراه شد و آنها به جاي اينكه به بررسي ريشهاي اين مشكل بپردازند، سعي كردند تا با تخريب چهره اين دختر سعودي موضوع را از اساس دروغ فرض كرده و او را متهم به ترويج فرهنگ غرب در اين كشور كنند.
شبكههاي تلويزيوني عربستان نيز هرگز حامي حجاب و رعايت پردههاي عفاف و حيا در جامعه سعودي نيستند و اكثر بازيگران سعودي و فيلمها و سريالهاي توليدي اين شبكهها عاري از مفاهيم اسلامي نظير حجاب و عفت هستند.
همچنین می توان تصاوير تعدادي از زنان مجري و هنرپيشه سعودي را رصد کرد كه با اجازه و اطلاع كامل مقامات و مفتيان وهابي سعودي، آزادانه در شبكههاي داخلي اين كشور به توليد فيلم و مجموعه هاي تلويزيوني مشغول هستند و بدون حجاب در آنها نقش ايفا مي كنند که به دلیل رعایت مسائل اخلاقی از انتشار این تصاویر زننده خودداری می کنیم.
سياستهاي دوگانه و غلط حاكميت وهابي در عربستان سعودي در كنار عوامل ديگري چون افزايش سن ازدواج زنان و بيکاري مردان سعودي و رواج ماهواره در اين كشور و تماشاي فيلمهاي مستهجن باعث افزايش رو به رشد پديدههايي چون آزار جنسي، تجاوز، همجنس گرايي و ناتواني جنسي در ميان جوانان عربستاني شده است، به گونهاي كه بيشترين کاربران سايتهاي اينترنتي مستهجن و بيشترين بينندگان شبکههاي ترويج دهنده فيلمهاي مستهجن را عربستانيها تشکيل ميدهند.
ادامه مطلب







